![]() |
![]() |
|
| بیائید در امتداد من ، ای سایه های سرگردان ! منم معشوقه ی خورشید ... |
|
بنويس او كه هفت ستاره در كف و در حضور هر هفت چراغ مطلا خرامان است، رنج تو را و صبر و سرودت را آزموده است.
بنويس كه رسولان كفر و دروغ را ديريست، كه آزموده ايم.
سرد و صبور و آرامي تنها به نام من و براي من است كه آسوده از آزمون رنجها گذشتهاي.
باري با تو كلامي هنوزه نيز در سينهام باقي است. تعريف عشق را، عشق را مگر كه كدام دهاني خواهد سرود؟ و ديريست كه ديگر نميبينمت.
پس به ياد آر كه از كجا و به خاطر كيان آمدهاي؟
ورنه آن چراغ را ديگر كه روشنان خانة توست، نخواهي ديد.
- تو دشمنان مرا دشمن دار.-
پس هر كه گوشي براي شنيدن دارد، بشنود! كه من عاشقان را خداوندي از جانب خداوندم.
بنويس اوست، او كه اول و آخر اين راز است. او كه زنده مردهيي از اكنون و مرده زندهيي از آينده. فقر تو را و فرود و فلاكت تو را آزموده است. ترانه هاي ملكوت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 1:17 توسط آفتابگردان سرخ |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 3:20 توسط آفتابگردان سرخ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
مجله موسیقی ایرانیان مرکز پژوهشهای ترجمه باشگاه ما باشگاه کوهنوردی و اسکی دماوند فرسنگها براي صلح گروه شعر فارسی به ما بپيونديد "رحمت براي همــه" آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|